
حالا باز جای شکرش اینجا بود که اول مهر تو پنجشنبه هستا و یکم به آموزش و پرورش خندیدیم
هرچند که این یک موهبت الهی از طرف خالق بخشنده میباشد،جای شکر دارد.زینو بهم دیروز زنگ زد گفت میخوای پهلوی مژگان بشینی یا من؟
جالب اینجاس بعدش نرگس زنگ زد گفت میخوای پهلوی من بشینی؟
گفتم ببینین چقد طرفدار دارم
هِی یاد پارسال افتادم.بچه ها هر زنگ جاشونو باهم عوض میکردن تا کناره من بشینن
از اتاق فرمان اشاره میکنن زر نزن
چشم آقا باشه غلط کردم
امروز میخوایم بریم بابروبچ پارک ملت برای عوض کردن حال و هوا.مسابقه دوچرخه سواریم میخوایم بزاریم
دوچرخمم یادم افتادچرخ جلوش توسط پسرعمو ی گرامم پنچر شده
با اون وزن و هیکل نشسته رودوچرخه من و بالا پایی رفت باهاش تا ببینه استحکامش چقده
بعدم دیگه پیسسسسس صدا پنچر شدن چرخ اومد
البته بعد کلی بستنی و پاستیل خرید واسم که کمتر زدمش
البته طفلکو خیلی زدم
دوسال ازم بزرگتره اما هیچی نگف
خوب در عوضش وقتی که با اون وزن خرسیش نشست روی چرخ من،منم چیزی نگفتم
پس بی حساب شدیم کلاً...
یکی اونو بگیره غش کرد
عیب نداره گلم غش نکن دیگه
میدونم دوری ز من چقد دردناک تر ز دوری از تابستونه
نگران نباشین سقفو گرفتم.براتون آرزوی سلامتی میکنم.
ما را در سایت HIS_BIMI_NIS دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13